تبریک برای «فروشنده» یا تعزیت بخاطر «فروشندگی»

  • نوید نظری
  • سه شنبه, 17 اسفند 1395 ساعت 19:55

مراسم اسکار 2017 پرحاشیه‌تر از همیشه و باز هم با جایزه به فیلمی درباره «ایران» برگزار شد. شاید کمتر کسی فکرش را می‌کرد که طی پنج سال، نام ایران سه بار در اسکار مطرح شود؛ «جدایی نادر از سیمین»، «آرگو» و این بار هم «فروشنده» فیلم‌هایی با محوریت ایران -یا شاید هم علیه ایران- هستند که جایزه اسکار گرفتند.

 

/جوان همدان- نوید نظری/

مسئله‌محوری وجه اشتراک برگزیدگی در اسکار

هر سال یک محور، ورای همه تم‌ها و ژانرها هدف ارزیابی مراسم اسکار و حلقه‌های متصل به آن قرار می‌گیرد. مثلاْ در دوره قبل، قهرمان تک افتاده منزوی محور بود. یا سه دوره قبل، جوایز اسکار علیه جنبش وال‌استریت بود. دوره قبل از آن هم موضوع محوری «میراث پدران» برجسته بود. این موضوع براساس اتفاقاتی که در عرصه جهانی پیش روی آمریکا قرار می‌گیرد تعیین می‌شود. به هر حال هالیوود ویترین سیاست‌های آمریکاست و مراسم اسکار هم به عنوان پروپاگاندای آن عمل می‌کند.

این اشتراک در بررسی فیلم‌های نامزد اسکار هم وجود دارد. در انجمن‌های منتقدان سینمایی ابتدا فیلم «منچستر بای دِ سی» مطرح شد. موضوع این فیلم که در مراسم اسکار هم دو جایزه مهم بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد و بعد از «مهتاب» و «لالا لند» مهم‌ترین فیلم به حساب آمد، مسئله قیمومت یا سرپرستی است. این فیلم داستان نوجوانی است که پدرش می‌میرد و طبق وصیتنامه پدر، عمویش قیم وی می‌شود. کشمکش‌ها و نارضایتی‌هایی در فیلم پیش می‌آید که در نهایت ثابت می‌شود نوجوان یاد شده برای زندگی و پیشرفت نیاز به قیم دارد. این موضوع محوری را می‌توان در همه فیلم‌های مطرح شده در مراسم اسکار امسال مشاهده کرد. به طوری که فیلم‌ها بسته به نزدیکی و دوری از این موضوع، جایزه گرفتند. فیلم‌هایی که از این موضوع دور بودند، اصلا نتوانستند به اسکار راه یابند. مثل فیلم «سکوت» به کارگردانی مارتین اسکورسیزی که هم فیلم خوش‌ساختی است و هم کارگردان آن یکی از غول‌های هالیوود به شمار می‌رود، فقط در رشته فیلمبرداری نامزد شد! چون داستانش اصلا به موضوع محوری ربطی نداشت. در مقابل، این موضوع در فیلم‌هایی که نامزد شدند یا جایزه گرفتند، به وضوح دیده می‌شود. مثلا فیلم «شیر» که یک فیلم پسااستعماری درباره یک خانواده استرالیایی سفیدپوست است که قیم یک بچه هندی می‌شوند و این بچه در پناه آن‌ها رشد و پیشرفت می‌کند. فیلمی بسیار شعارزده و ضعیف که به خاطر طرح همین موضوع، نامزد بهترین فیلم اسکار شده است! فیلم «حصارها» از دیگر نامزدهای اسکار هم یک فیلم تئاتری است اما این فیلم هم نامزد بهترین اسکار می‌شود، چرا؟ چون این فیلم نیز همین سرپرستی و قیمومت را در محور داستان خود قرار می‌دهد!

قیمومیت در «مهتاب» و «لالالند»

در فیلم «مهتاب» مسئله سرپرستی در قالب یک رابطه همجنس‌بازانه معنا پیدا می‌کند. یعنی شخصیت اول فیلم فردی است که پس از گذر از کشمکش‌ها و بحران‌هایی در نهایت برای اولین بار در چنین رابطه‌ای به آرامش و قرار می‌رسد. البته اسکار امسال یک محور فرعی با رویکرد تعرض جنسی هم داشت که معضل شایعی در جامعه غربی است که نمونه‌های متعددی دارد؛ 17 زن سیاستمدار فرانسوی در نامه‌ای عنوان کردند که در محل فعالیت خود هدف تعرض جنسی قرار گرفتند. در «لالالند» هم یک زن و مرد آرزوی ورود و فعالیت در هالیوود را دارند اما هر چه تلاش می‌کنند نمی‌توانند در کنار هم و به طور مستقل به آرزوی خود برسند، اما وقتی هر کدام تحت سرپرستی و قیمومت دیگران در می‌آیند، به موفقیت می‌رسند. یعنی هر دو مجبور می‌شوند استقلال خود را کنار بگذارند. چیزی که «لالالند» نسبت به «مهتاب» کم داشت، مسئله تعرض جنسی بود و همین هم باعث بازماندن آن از جایزه بهترین فیلم اسکار شد.

استیلای هژمونی آمریکایی پیام اصلی اسکار

در این سال‌ها مسئله هژمونی و سرپرستی آمریکا بر جهان آسیب دیده و زیر سؤال رفته است. حتی از طرف اروپایی‌ها هم موضوع کدخدایی آمریکا تضعیف شده. به همین دلیل هم در مجموعه فیلم‌هایی که امسال در هالیوود و در محافلی مثل اسکار مطرح شدند نیاز به قیمومت و سرپرستی آمریکا تبلیغ شد.

در همان فیلم «مهتاب»، وقتی شخصیت اصلی داستان پس از سالها سرگشتگی و التهاب‌، دوست قدیمی‌اش که نخستین تجربیات همجنس‌گرایانه‌اش را با وی داشته، پیدا کرده و برای یافتن آرامش و سرپناه و برقراری همان رابطه قبلی به رستوران وی می‌رود، در جلوی پیشخوان رستوران به شکل گل درشتی، پرچم‌های آمریکا قرار دارد یا در فیلم «منچستر بای دِ سی»، وقتی عموی نوجوان داستان برای به دست گرفتن قیمومت و سرپرستی وی به شهر منچستر می‌رود، بالای سردر همه خانه‌ها در یک ردیف مشخص، پرچم آمریکا را می‌بیند.

قاعده‌ای دیگر برای مردمانی دیگر

در بخش فیلم‌های غیرانگلیسی‌زبان، همیشه موضوع محوری برخلاف فیلم‌های انگلیسی‌زبان مطرح می‌شود، چون این فیلم‌ها متعلق به کشورهای دیگری هستند. بنایراین فیلمی باید جایزه بهترین اثر را در این بخش می‌گرفت که القاگر این مسئله باشد که مردم کشورهای غیر از آمریکا باید سرپرستی و قیمومت دیگران را پذیرفته یا سرپرستی خودشان زیر سؤال برود. ضمن اینکه باید مسئله فرعی تعرض جنسی هم پوشش داده شود. آنچه که مهم است این است که هیچ کدام از این آدم‌ها نمی‌توانند سرپرستی کنند. برخلاف فیلم‌های غربی که موضوع خیانت و تعرض در آن‌ها در نهایت در خدمت خانواده و تجمیع آن قرار می‌گیرد (مثل فیلم «حصارها») و اعضای خانواده به هم پیوسته می‌شوند، اما در «فروشنده» خانواده‌های هر دو طرف دعوا مضمحل  و سنت‌های دینی و جامعه مقصر جلوه داده می‌شوند.

تبریک برای «فروشنده» یا تعزیت بخاطر «فروشندگی»

این موضوع که باید به هر جایزه‌ای که یک ایرانی در خارج از کشور می‌گیرد افتخار کنیم، مورد سؤال است. این حرف درست مثل این می‌ماند که بگوییم هر گلی که یک بازیکن ایرانی در یک مسابقه فوتبال می‌زند باید باعث خوشحالی ما شود، حتی گلی که به دروازه تیم خودمان بزند! یا فرض کنید یک دانشمند ایرانی در خارج از کشور یک سلاح میکروبی یا شیمیایی بسازد و برای آن جایزه نوبل بگیرد و این سلاح علیه ملت ما به کار گرفته شود، آیا باز هم باعث افتخار است و جای تبریک دارد؟

اسکار مراسمی است که برای خودش مانیفست خاصی دارد. فی‌المثل حتی اهالی هنر و فیلم نیویورکی هم آن‌را قبول ندارند. براساس بیانیه‌ای که بنیانگذاران اسکار در سال 1928 نوشتند این مراسم به فیلم‌هایی جایزه می‌دهد که دو ویژگی داشته باشند: 1- صنعت فیلم آمریکا را تقویت کنند، 2- ایدئولوژی و فرهنگ آمریکایی را بسط دهند. به همین دلیل هم هست که بسیاری از فیلمسازهای بزرگ تاریخ سینما به این مراسم راه پیدا نکردند. بنابراین اسکار مراسمی است با مشخصات خاص که با تفکر، هویت و ریشه‌های فرهنگی ما ناسازگار است، مگر اینکه هویت خودمان را تغییر دهیم. وگرنه یک فکر مستقل عدالت‌خواه ظلم‌ستیز که با سرمایه‌داری نژادپرستانه و امپریالیستی یا استکباری تضاد دارد، هیچ‌گونه قرابتی با مراسم اسکار نخواهد داشت که بخواهد برای کسب جایزه از آن تبریک بگوید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.