دکتر فلاحی در گفت و گو با جوان همدان از آخرین وضعیت سیاست و اقتصاد استان می‌گوید؛ کشور انقلابی، مدیران اشرافی!

  • شنبه, 25 ارديبهشت 1395 ساعت 23:40

دکتر بین جوان های مومن و انقلابی محبوبیت خاصی دارد. عضو هیات علمی گروه معارف دانشگاه پیام نور همدان که انتقال اجباری و سیاسی اش به قم چند وقتی است خبرساز شده است.
او در این گفت و گو از اقتصاد مقاومتی و کم کاری دولتی ها گفت.
به وضعیت سیاسی استان نیز گریزی زد و سیاسی کاری و سیاسی زدگی را عمده ترین ایراد مسئولین دانست.
در ادامه هم وظیفه انقلابیون را پیگیری اقتصاد مقاومتی با الگوهای موجود در کشور دانست.
گفت و گوی ما با حجت الاسلام دکتر فلاحی را بخوانید.

تحلیل شما از شعار اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل که توسط رهبری تعیین و تأکید بر عرصه اقتصادی هست چه هست؟
قبل از اینکه به تحلیل این سخن بپردازم توجه دوستان را جلب می‌کنم به سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی که توسط رهبری در تاریخ 29 بهمن‌ماه 1392 با وصف ضرب‌العجلی ابلاغ شد و تا الآن که حدود 2 سال و سه ماه می‌گذرد هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است و صرفاً به همایش و جلسات متوقف‌شده است، از این‌سو ایشان این شعار را با توضیح اقدام و عمل بیان می‌کنند.
البته چندین سال است که شعار اقتصادی انتخاب می‌شود و درواقع از سال 1389 بعد از ماجرای فتنه که فتنه گران بعد از شکست به دشمن پیشنهاد دادند که صرفاً با آشوب خیابانی نمی‌توان نظام را از پا درآورد و باید از فشار اقتصادی هم بهره برد. البته قبل از این هم تحریم بودیم از زمان انقلاب، اما تشدید آن در سال 89 بود و تا سال 92 که این سیاست‌ها به‌عنوان راه چاره این تحریم‌ها ابلاغ شد. بااینکه از قبل رهبری سیاست‌های کلی اقتصاد را تعیین کرده بودند اما در بهمن‌ماه 92 بعد از بررسی سیاست ها، آن سیاست ها ابلاغ شدند. رهبری تأکید کردند که تنها راه علاج این تحریم‌ها، اقتصاد مقاومتی است که تا الآن اقدامی درباره آن صورت نگرفته است اما دوباره ما آمدیم بار دیگر دشمن را به‌وسیله مذاکره بیازماییم که بتوانیم این موانع را برداریم اما همان‌طور که رهبری از ابتدا اذعان کرده بودند؛ «بنده به این مذاکرات خوش‌بین نیستم، دشمن بدعهد است، بدمعامله است»، بار دیگر تجربه کردیم، امروز هیچ اقدامی از سوی دشمن انجام نگرفته است، رییس‌کل بانک مرکزی نیز اعلام کرده‌اند که تا اکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
مسئولین کشوری هم از صحبت کردن دراین‌باره منع شده اند، همان‌طور که جناب آقای صالحی در گفتگوی خبری زنده تلویزیونی وقتی از ایشان پرسیده شد آیا تحریم‌ها برداشته‌شده‌اند؟ ایشان به‌صراحت گفتند که بنده اجازه صحبت کردن در این مورد را ندارم. درحالی‌که ایشان به‌عنوان رییس سازمان انرژی اتمی در مذاکرات حضورداشته‌اند. این نشان از بی نتیجه بودن برجام است. تمام این شرایط و اتفاقات سبب می‌شود که رهبری با تشدید بیشتر بر روی مساله اقتصاد تکیه کنند. حالا بنده سوالی می‌پرسم که آیا با این وضعیت فعلی کشور، اقتصاد مقاومتی به فرموده رهبر، به عنوان تنها راه حل برون رفت کشور از فشار ها و تحریم ها، تحقق پذیر است یا خیر؟ جواب منفی است.
بنده به یک نکته محوری اشاره می‌کنم؛ ما به عنوان یک کشور انقلابی در حال پیشرفت هستیم. هرجا که تفکر انقلابی و ارزشی دفاع مقدس نفوذ بیشتری داشته در نتیجه رشد بهتری حاصل شده، مانند هواپیماهای رادار گریز که جزو پنج کشور دنیا هستیم، در صورتی که اروپا و غرب بعد از 400 سال به آن رسیده و ما با 36 سال. این نشان از داشتن تفکر انقلابی است. حال این سوال مطرح می‌شود که کشور ما که پرچمدار انقلاب اسلامی در دنیاست، کشوری که 8 سال دفاع مقدس را گذرانده است، کشوری که مورد هجوم حمله فرهنگی،اقتصادی و نظامی دشمن است، آیا می‌تواند با مدیران اشرافی اقتصاد مقاومتی را عملی کند؟ پاسخ خیر است.
من فکر نمی‌کنم تا زمانی که مدیران اشرافی در راس کار اداره کشور باشند اتفاق تازه‌ای رخ دهد. اقتصادی مقاومتی مبتنی بر استقلال سیاسی است اما خیلی‌ها آن را باور ندارند، مبتنی بر تفکر انقلابی است که خیلی‌ها از این تفکر پشیمان شده اند، مبتنی بر باور دشمنی است که با شما جنگ همه جانبه دارد ولی این مسئولین اشرافی دیگر دشمنی دشمن را قبول ندارند و می‌گویند او دست از دشمنی برداشته است.
درحالی‌که وقتی وزیر خارجه ما با وزیر خارجه امریکا دست می‌دهد 2 میلیارد دلار از دارایی‌های ایران به دلیل حکم دادگاه محلی کسر می‌شود. این نشان می دهد آن‌گونه که اینان فکر می‌کنند نیست؛ از رو دست می‌دهد و از پشت خیانت هم می‌کند. حالا این‌ها ناقض برجام هست یا نیست؟ تحریم‌های بیشتر ناقض برجام هست یا نیست؟ برویم از کارشناسان حقوقی بپرسیم. بنده فکر می‌کنم تا زمانی که مسئولین انقلابی، مسئولینی که دلسوز مردم باشند، مسئولینی که باور نداشته باشند همین الآن در حال جنگ با دشمن هستیم سرکار نباشند به نتیجه و این هدف اقتصادی نخواهیم رسید.

آقای دکتر فلاحی، وضعیت سیاسی اقتصادی استان‌همدان به نظر شما چه سمت و سویی دارد؟
وضعیت اقتصادی استان بی تاثیر از وضعیت کلان کشور نیست. با توجه به آمار رسمی بانک مرکزی نرخ بیکاری در استان‌همدان در سال 93 از 7.7 درصد به 8.5 درصد در سال 94 رسیده است و این نشان می‌دهد گفته‌های مسئولین استانی که ادعای کاهش نرخ بیکاری دارند تا چه میزان صحیح است!
من دعوت می‌کنم مسئولین را به بررسی بنگاه‌های کوچکی که تعطیل‌شده‌اند و اتفاقاتی که در حاشیه شهرها افتاده است. همچنین نرخ مشارکت اقتصادی در استان از 38.2 درصد به 36.8 درصد کاهش پیداکرده است. بنده نمی‌دانم این جذب سرمایه که مسئولین اعلام می‌کنند کجاست؟! درحالی‌که استان‌همدان می‌تواند از ظرفیت صنعت توریست به‌خوبی درآمدزایی داشته باشد، به بخش کشاورزی در استان حتی به‌عنوان قطب کشاورزی توجه بیشتری بشود، اما متاسفانه می‌بینیم که مسئولین نه تنها در این عرصه اقتصادی کاری نکرده‌اند بلکه درگیر کارهای سیاسی و سیاست‌زدگی شده اند. 

در حدود سه سال اخیر ما شاهد حوادث ناگواری بوده ایم که ناشی از سیاست‌زدگی مسئولین می‌باشد. فردی در استانداری سرکار آورده شد که به ارکان نظام، رهبری، شورای نگهبان و مجلس خبرگان توهین کرد به نحوی این مساله شدید بود که مرجع عالی‌قدر آیت الله نوری همدانی فرمودند: «کسانی که این فرد را به سرکار آورده اند باید برکنار شوند و از استان خارج شوند». بعد از یک سال یعنی حدود دو سال پیش شاهد توهین یکی دیگر از مسئولین در شبکه‌های اجتماعی به امام راحل آن‌هم در سالروز ورود ایشان به ایران هستیم. باز هم می‌بینیم در ادامه، در مراسمی که در شهرهای دیگر توسط این طیف افراد صورت می‌گرفت به روحانیت توهین شد و همان سخن طاغوتیان قبل انقلاب دوباره از دهان اینان بیرون آمد که باید روحانی برای مردم احکام بگوید نه در سیاست دخالت کند. اگر جو سیاسی استان دچار سیاست‌زدگی نمی‌شد این اتفاقات نمی‌افتاد.
به‌جای رفع مشکل مردم به دنبال سیاسی‌کاری می‌روند و درگیر دعواهای سیاسی هستند، به‌طوری‌که با توجه به آماری که خود آقایان داده اند 97 درصد مدیران در استان جابه‌جاشده اند و در کل کشور با جابه‌جایی نزدیک به 10500 مدیر که 3000 هزار نفر بیشتر از دولت اصلاحات است به نام شعار اعتدال روبرو هستیم که بنده معتقدم این یک شعار دروغی بود و اصلا اعتدالی دیده نمی شود.

تاثیر جو سیاست زدگی در استان و یا شهر همدان بر روی مراکز آموزشی همچون دانشگاه‌ها چگونه بوده است؟
در بحث دانشگاه این فضای بد تاثیر خودش را گذاشته است و الآن هم دارد می‌گذارد. به‌عنوان مثال در همین دانشگاه پیام نور ما شاهد هستیم نه تنها کسانی که در حزب دیگری هستند جابه‌جاشده اند، بلکه کسی که جزو هیچ‌گونه جناحی هم نبوده از رفتار سیاست زده مسئولین بی نصیب نمانده. حالا که وارد بحث مربوط به دانشگاه پیام نور شدیم خدمت شما عرض می‌کنم که ما در اینجا 15 واحد و مرکز داریم که به غیر از یکی دوتا از این مراکز بقیه با سرپرست امور جاریه اداره می‌شوند، یعنی تمام افراد هیات علمی، دانش یار و ... برکنار شده اند و حتی بعضی با یک کارمند اداره می‌شود. پس حقوق دانشجو کجا می‌رود؟ با توجه به اینکه اکثر دانشجویان پیام نور از قشر متوسط و پایین هستند با این شهریه‌های سرسام آور و زیاد چه‌کار بکنند؟
این ها سبب می‌شود به مدیریت ضربه وارد شود. خیلی از مراکز وظیفه خود را به خوبی انجام ندهند، حق دانشجو ضایع شود، بعضی از دروس زمین بیفتد. بنده خدمت شما آماری را عرض می‌کنم که ممکن است توسط مسئولین تکذیب هم بشود با اینکه دقیق است، تا هفته گذشته یعنی تا پایان فروردین 95 بیش از هزار نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر همدان فاقد استاد معارف اسلامی بوده اند. چرا؟! چون این‌ها اقدام به برکناری دو استاد این دروس در این دانشگاه کرده اند یکی از این دو استاد را به اجبار بازنشست کرده اند و نفر دوم را نیز جا به جا کرده اند، جالب است بدانید که اقدام به جا به جایی این فرد خلاف 10 مورد از مقررات آیین نامه ای دانشگاه هاست.
ممکن است بگویند که درخواست جا به جایی این فرد در سال‌های گذشته دلیل جا‌به جایی بوده است، اما بنده به عنوان یکی از کسانی که انتقال داده شده ام عرض می‌کنم؛ بله بنده درخواست داده بودم اما بدون تاریخ، که در زیر امضای بنده اقدام به جعل تاریخ کرده اند.
با فرض اینکه برای بنده این مسائل نبوده، بنده قبل از اینکه حکم انتقالم زده بشود نسبت به این درخواست خود اظهار پشیمانی کردم و تصمیم خود را به گوش مسئولین سازمان مرکزی پیام نور تهران رساندم اما پاسخی که شنیدم این بود: «ما تحت فشار هستیم چاره ای جز این نیست، استاندار در نشست استانداران کشور سر و صدا به پا کرده و این مساله را مطرح کرده است، شما حداقل 6 ماه برو تا آب‌ها از آسیاب بیفتد»، اما بنده قبول نکردم.
خب ببینید یک استاندار همه کارهای خود را رها کرده و برای جا به جایی یک عضو هیات علمی وقت صرف می‌کند تا با اجبار تغییر انجام شود. همانطور که عرض کردم چندین قانون اینجا زیر پا گذاشته شده است به عنوان مثال:
انتقال عضو هیات علمی گروه معارف باید با اجازه نهاد رهبری باشد، لذا بعد از انتقال نهاد با نامه ای مخالفت خود را اعلام کرده است.
عضو هیات علمی که انتقال پیدا می‌کند باید دانشیار باشد در صورتی که بنده استاد یار هستم.
انتقال به کلان‌شهر ها ممنوع است. از جمله سه استان قم، البرز و تهران که بنده به قم انتقال داده شده ام.
حتما باید موافقت مبدا و مقصد وجود داشته باشد، که مقصد کتبا مخالفت خودش را اعلام کرده است.
می‌بینید که تمام این قوانین دور زده می‌شود، برای اینکه فقط یک فرد از استان برود. پس شعار اعتدال چه شد؟ تحمل مخالف چه شد؟

در نهایت با فشارهایی که بود و هست دفتر گروه معارف کاملا تحویل داده شد و پرونده ها و مدارک به دفتر نهاد رهبری تحویل داده شد.

با توجه به وضعیت سیاسی و اقتصادی استان که تحلیل فرمودید، شرایط نیروهای انقلابی را چگونه ارزیابی می‌کنید، وظیفه اینان برای اقدام و عمل در عرصه اقتصادی چیست؟
همانطور که خدمتتان عرض کردم حدود 97 درصد مدیران جا به جا شده اند، این یعنی دیگر خبری از نیروهای انقلابی در میان مسئولین نیست، چرا که انقلابیون را به افراطی گری متهم می‌کنند و ابراز خوشحالی می‌کنند که در انتخابات بالا نیامدند.
یعنی اصلا قرار نیست از این نیروها استفاده بشود. بنده گفتم که کشوری که مسئولین آن اشرافی باشند و رویکردی به استفاده از نیروهای انقلابی نداشته باشند اقتصاد مقاومتی تحقق نخواهد یافت. خطاب بنده به نیروهای انقلابی این است که نباید منتظر باشند با این مسئولین و این رویکرد اقتصاد مقاومتی به جایی رسید.
بله درست است که کانون قدرت و ثروت مخالف آنهاست و در دست مدیران اشرافی می باشد که با این افراد زاویه دارند و دست نیروهای انقلابی خالی است، اما انقلابیون به هر اندازه که توان دارند نباید اجازه بدهند که حرف رهبرشان بر روی زمین بماند. این امر چگونه امکان پذیر است؟ یک راه این است که باید به الگوها توجه کرد، الگو‌هایی که با سرمایه گذاری های اندک، ابتکار عمل، خلاقیت در سراسر کشور شروع به فعالیت کرده اند.
در مساله هسته ای که به برکت تفکر انقلابی پیشرفت چشمگیری داشته ایم، سبب شده دشمن را مجبور به مذاکره بکنیم. این پیشرفت از کجا شروع شده است؟ بنده این حرف را از زبان دکتر عباسی نقل می‌کنم که «هر سانتریفیوژ ما که حدود 85 تا 95 قطعه دارد، در کارگاه های کوچک بازسازی می‌شد و در نیروگاه‌ها با هم ترکیب می‌شدند.» این نتیجه کار انقلابی نیروهای انقلابی است. پس کار شدنی است حتی با دستان خالی.
مساله بسیار مهم حفظ کردن این تفکر انقلابی است، بعضی الان با این تفکر کار دارند.کشوری که این تفکر را داشته باشد می تواند هشت سال دفاع مقدس را اداره کند، سازندگی کشور را اداره کند. به نظر بنده نیروهای انقلابی باید دست به زانو بگیرند بگویند یاعلی و حرکت کنند.


نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.