گفت و گو با حجت الاسلام سید مجتبی حسینی یمین/جانم فدای این راه

  • احسان نظری
  • جمعه, 24 ارديبهشت 1395 ساعت 10:00

از چند سال پیش، خودش را به عنوان یک سخنران و واعظ متبحر بین هیات ها و جمع های حزب اللهی معرفی کرد. کم کم بر محبوبیتش افزوده شد، تا اینکه امروز کلاس های معارفش در دانشگاه به عنوان یکی از بهترین کلاس‌ها شناخته می‌شود.
رشته حقوق جزا را در دانشگاه امام صادق (ع) خوانده است. او پایه‌های یک تا ده حوزه علمیه را نیز در مدت بسیار کمتری از روالش طی کرده است. امروز هم دانشجوی دکتری است.
الگویش را شهید مطهری می‌داند و به قول خودش می‌خواهد مثل او فدای اسلام شود.
گفت و گوی جذاب ما را با حجت الاسلام سید مجتبی حسینی یمین بخوانید.

لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید. فضای خانواده پدری‌تان چگونه بود؟
من سید مجتبی حسینی یمین، متولد بهمن‌ماه سال 1364هستم. پدر من کارگاه ساخت موزاییک دارد. دو برادر بزرگ‌تر و یک خواهر کوچک‌تر از خودم دارم.

از دوران تحصیلتان برایمان بگویید.
در دوران تحصیلم غالباً جز نفرات برتر بودم و به‌صورت یک قانون نانوشته به سمت رشته ریاضی سوق پیدا کردم. سال 83 کنکور ریاضی شرکت کرده و همزمان در دو رشته برق الکترونیک دانشگاه تبریز و حقوق دانشگاه امام صادق علیه‌السلام قبول شدم اما به دلیل علاقه‌ام به دروس علوم انسانی به دانشگاه امام صادق علیه‌السلام رفتم. در سال 90 در رشته حقوق گرایش جزا و جرم‌شناسی با مدرک کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شدم. در دانشگاه نیز زبان فرانسه را آموختم.

آزمون دکتری را هم شرکت کردید؟
در همان سالی که قرار بود آزمون دکتری شرکت کنم، پذیرش دکتری نیمه‌متمرکز شد و فقط دانشجویان دارای مهارت زبان انگلیسی می‌توانستند آزمون بدهند، که هنوز هم همین‌طور است، طبعاً زبان انگلیسی را به دلیل شرایط دانشگاه مقطع کارشناسی ارشد بلد نبودم و قبول نشدم، اما چون دانشگاه آزاد زبان فرانسه را هم امتحان می‌گرفت در آزمون دکتری شرکت کردم و رتبه اول گرایش جزا و جرم‌شناسی را کسب کردم اما به دلیل هزینه بالا انصراف دادم.

قصه ازدواجتان چطور بود؟
من سال 88 یعنی ترم آخر کارشناسی ازدواج کردم، جا دارد همین‌جا از همسرم تشکر کنم بااینکه خودشان دانشجوی رشته پزشکی بودند و طبعاً دروس سختی داشتند ،اما انصافاً همیشه حامی بنده بوده‌اند، حدود دو سال عقد بودیم و سال90 مراسم ازدواج گرفتیم و حاصل زندگی‌مان هم فعلاً سیده فاطمه چهل‌روزه است.

سربازی هم داشتید؟
بلافاصله بعد از عروسی سرباز شدم، دو ماه آموزشی کرمانشاه بودم و 16 ماه هم در همدان خدمت صادقانه سربازی را پشت سر گذاشتم. البته دو ماه هم به دلیل تحصیلات از هجده ماه سربازی کسر شده بود.

بعد از سربازی ادامه تحصیل دادید؟

بله، بین سال‌های 90 تا 92 که سرباز بودم، شروع به خواندن دروس حوزه کردم و سال 92 با توجه قانون تبصره ماده 18 توانستم یکجا سطح یک را که شامل شش‌پایه می‌شود امتحان‌داده و با قبولی در امتحانات شفاهی و کتبی وارد پایه 7 حوزه شوم. پایه‌های هفت و هشت و همچنین نه و ده را هم در دو سال خواندم.

الآن هم که دانشجوی مقطع دکتری هستید؟
بله، سال 94 کنکور رشته دکترای مدرسی معارف اسلامی شرکت کردم و در گرایش مبانی نظری اسلام (فلسفه و کلام اسلامی) با کسب رتبه هفت (اگر اشتباه نکنم) در دانشگاه قم پذیرفته شدم. دروس خارج حوزه را هم به مقداری که برسم شرکت می‌کنم ، برای مثال درس خارج آیت‌الله قایینی در همدان و آقای طائب در قم. امسال هم در شب تولد امیرالمؤمنین علیه‌السلام، افتخار تلبس به لباس مقدس روحانیت پیدا کردم که خداوند را از این بابت بسیار شاکرم.

درآمد و شغل شما از کجا تأمین می‌شود؟
به لحاظ فعالیت شغلی، از همان دوران سربازی بعدازظهرها در دانشگاه‌های پیام نور و غیرانتفاعی به تدریس دروس حقوقی مشغول بودم و با گرفتن مجوز تدریس درس‌های معارف اسلامی، فعلاً به‌صورت حق‌التدریسی در دانشگاه بوعلی و علوم پزشکی و صنعتی مشغول تدریس دروس معارفی هستم. در حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان هم در خدمت دوستان هستیم.

در فضای مجازی نیز فعالیت می‌کنید؟
ابتدا با وبلاگ «دو واحد اندیشه» خدمت دوستان بودم که بعداً به سایت ارتقا پیدا کرد و هم‌اکنون نیز با کانال تلگرام اندیشه دینی andishehdini@ فعالیت می‌کنم. شماره تلفن و ادمین هم در کانال موجود است و روزانه به‌صورت متوسط سی سؤال دریافت می‌کنم و به مقدار توان علمی‌ام به آن‌ها پاسخ می‌دهم.

حاج‌آقا شما بین نیروهای انقلابی و فرهنگی شهر محبوبیت دارید، برای رشد و ارتقا این افراد چه توصیه‌های دارید؟
حضرت آقا می‌فرماید هرکس که می‌خواهد به یک درجه راقی از معارف اسلامی برسد یک دور کتب شهید مطهری را بخواند. خدا رحمت کند آقای مهدوی کنی و همه اساتید ما را. من قبل از اینکه بخواهم بگویم در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فلان زبان را یاد گرفتم، فلان رشته را خواندم، شاگردی فلان استاد را کردم، میگویم افتخار بنده این است که در این دانشگاه چند دور کامل کتب شهید مطهری را مباحثه و مطالعه کردم. درواقع تمام اطلاعات معارف اسلامی که دارم بنیه آن را کتب شهید مطهری می‌دانم. بااین‌حال پیشنهاد من این است، کسانی که می‌خواهند وارد فعالیت‌های فرهنگی بشوند اگر فرصت مطالعه همه کتب را ندارند، حداقل سطح یک و دو که توسط خود نشر آثار ایشان منتشرشده را مطالعه کنند تا اقدامات فرهنگی آنان بهتر شده و تأثیر بیشتری داشته باشد به‌ویژه کسانی که می‌خواهند وارد فضای تئوری پردازی، سر گروهی، سخنرانی، شورای پایگاه و... بشوند.

چرا بعد از چندین سال دانشجویی وارد فضای طلبگی و حوزه شدید؟
به قول شاعر: حلقه‌ای بر گردنم افکنده دوست می‌کشد هر جا که خاطرخواه اوست

اولاً وارد فضای طلبگی و حوزه شدن یک توفیق ویژه‌ای می‌خواهد که بنده دیر به این توفیق نائل شدم.
ثانیاً در فضای طلبگی می‌توان وقف دین شد.
دومی را کمی توضیح بدهم:
کسانی که می‌خواهند وارد فضای کار فرهنگی بشوند دودسته‌اند: یک عده که در کنار زندگی خود می‌خواهند کار فرهنگی هم بکنند و عده‌ای هم هستند که می‌خواهند با تمام وجود وقف دین و فرهنگ بشوند، اگر بگویم تنها راه قسم دوم، طلبگی است بی‌راه نگفته‌ام. پیشنهاد بنده به کسانی که می‌خواهند وقف امام زمان بشوند و کار فرهنگی را اولویت خودشان می‌دانند این است که وارد حوزه بشوند.

حوزه علمیه به چه طلبه و نیرویی نیاز دارد؟ چرا نیاز به طلبه را نیاز شدید و جدی می‌دانید؟
ما الآن در حوزه دین به سه سطح نیرو نیاز داریم:
سطح اول: مبلغ، یعنی کسانی که در مسجد، دانشگاه، مدرسه، شهر، روستا و خارج و داخل کشور و... مشغول تبلیغ دین در سطوح مختلف باشند. از کودکستان تا دانشگاه، از بی‌سواد تا استاد دانشگاه و...
سطح دوم کسانی هستند که به تولید علم بپردازند، افرادی می‌توانند بیشتر موفق باشند که حوزه و دانشگاه را باهم چشیده باشند و بتوانند در اسلامی سازی علوم که دغدغه حضرت آقاست قدم بردارند. اصولاً تولید علم بدون اجتهاد میسر نیست.
سطح سوم ورود به وادی اجتهاد، برای اینکه بتواند جاهایی که نیاز به این سطح از علم دارد را پر کند مانند: خبرگان،دادستانی، امامت جمعه، قضاوت و برخی مناصب دیگر حکومتی.
امروز ما به‌شدت نیاز به طلبه داریم، حتی در مساجد استان و شهر همدان مساجدی وجود دارد که بدون روحانی هستند و این در حالی است که معارضین ما خیلی خوب دارند کار می‌کنند. دانشگاه بوعلی چند دانشجو دارد؟ حدود 12 هزار؛ حوزه زنگنه چند طلبه دارد؟ هرسال 40 نفر پذیرش می‌کند.

خود شما در کدام‌یک از این سطوح فعالیت می‌کنید؟ الگوی شما در این وادی چه کسی است؟
امروز شبهات دینی که از طرق مختلف به مردم می‌رسد، دارد بیداد می‌کند، این شبهات اعتقاد را سست می‌کند و زمانی که اعتقاد سست شد عمل نیز سست می‌شود. اگر شما از بنده مصداقی بخواهید، برای الگوی شخصی در این زمینه بنده از شهید مطهری نام می‌برم. کسی که تمام تلاش خود را در فضای عمومی جامعه و دانشگاه برای پاسخ‌گویی به شبهات گذاشته بودند، ایشان هر عنوان کتابش در جواب یک شبهه به چاپ رسیده است.
حقیر نیز به توفیق الهی می‌خواهم در این راه به‌مانند شهید مطهری (ره) جان خود را فدا کنم.

برای افرادی که بین انتخاب حوزه و دانشگاه معطل‌مانده‌اند چه توصیه دارید؟
اولاً بنده حوزه را برای خانم‌ها خیلی مانند آقایان توصیه نمی‌کنم.
ثانیاً کسانی که می‌خواهند در فعالیت‌های فرهنگی موفق باشند و دغدغه این کار رادارند اولویت با ورود به حوزه است، دلیل بنده چیست؟ اگر همه سطوح افراد مذهبی وارد دانشگاه و رشته‌های مختلف بشود و مقدار کمی هم‌ارزشی باشند، کفایت می‌کند و این نیاز در دانشگاه و یا جاهای دیگر برطرف می‌شود. استاد ارزشی، مهندس ارزشی، کارمند ارزشی، پزشک ارزشی و ... درصورتی‌که عامل به واجبات باشد و در صورت دیدن ناهنجاری‌ها تذکر بدهد، وظیفه‌اش را انجام داده است.
پس در این جبهه به‌اندازه‌ای نیرو وجود دارد، اما وقتی شما وارد فضای طلبگی و حوزه می‌شوید خواهید دید که از طیف‌های مختلف مذهبی عده بسیار کمی گرایش به حوزه دارند. حتی بعضی از خانواده‌ها نیز با رفتن به حوزه مخالفت می‌کنند. درنتیجه می‌بینیم به‌شدت در این جبهه نیاز به نیرو وجود دارد. بنده پیشنهاد می‌کنم کسانی که استعداد طلبگی و خانواده‌ای همراه دارند حتماً وارد حوزه شوند که اگر این‌ها هم به حوزه نروند نیروی دیگری نیست. ما اگر جهانی فکر کنیم که وظیفه ما همین است، باید در این عرصه تلاش کنیم. ما تنها یک روحانی مسلط به زبان چینی داریم که برای میلیون‌ها نفر جمعیت مسلمان این کشور کافی نیست. در خود کشور ما هم نیاز به طلبه زیاد است. به‌خصوص در آموزش‌وپرورش برای تدریس دروس دینی، که کار اصلی یک روحانی است. الآن از 12 سالی که دانش‌آموز در مدرسه مشغول است با یک روحانی هم سروکار ندارد. نمی‌گویم که کت‌وشلواری تدریس نکند، بنده خودم قبلاً این کار را می‌کردم اما منظورم این است که این نیازها وجود دارد.

برای عملی شدن خواسته رهبری، یعنی تحول در حوزه و رفع موانعی که در ساختار حوزه وجود دارد چه باید کرد؟
بنده چند نکته عرض کنم، اول اینکه بنده صلاحیت پاسخ‌گویی به این سؤال را ندارم چون تجربه و مدیریت و تدریس در حوزه را نداشته‌ام پس بهتر است این سؤال از بزرگوارانی که به‌خوبی در این فضا تنفس کرده‌اند پرسیده شود.
دوم اینکه بازدهی حوزه بازدهی کمی نیست، بلکه نیاز جامعه بسیار بالاست و چون تعداد طلبه‌ها کافی نیست، کارها زیاد به چشم نمی‌آیند ازاین‌جهت فشار زیادی بر دوش روحانیت است.
درزمینهٔ تحول در حوزه، شهید مطهری دو مطلب را بیان می‌کنند که هنوز هم تحقق پیدا نکرده است. اول اینکه حوزه باید به سمت تخصصی شدن برود، الآن دیگر معنی ندارد یک نفر در تمامی رشته‌ها متخصص باشد. دوم اینکه ایشان می‌فرماید، حوزه باید گروهی کار کند یعنی اینکه بزرگان بنشینند و باهم به یک نتیجه فقهی و عملی برسند.

یک مورد هم به ذهن حقیر می‌رسد و آن‌هم توجه به موضوع شناسی است، در عرصه مسائل فقهی، امروزه در انواع مسائل مانند بانک، شبکه‌های بازاریابی و... نیاز به موضوع شناسی است. اصولاً در فقه حکومتی موضوعات نیز باید روشن شود تا بتوانیم با نوآوری و جسارت علمی گره از مشکلات جامعه بگشاییم.

فضای فرهنگی همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ دانشگاه چه میزان روی این فضا مؤثر است؟
ارزیابی همه‌جانبه روی مسائل فرهنگی نیاز به فرصت و آمار دارد. اما درهرحال فرصت‌ها و تهدیدهایی وجود دارد. یکی از این فرصت‌ها خود حوزه علمیه، امام‌جمعه محترم آیت‌الله محمدی، آیت‌الله موسوی اصفهانی و آیت‌الله قایینی است، این سه بزرگوار سه مجتهد مسلم هستند و می‌توان از وجود ایشان به‌ویژه‌ آیت‌الله قایینی که مسئولیت اجرایی هم ندارند استفاده خوبی کرد. هیئت‌های خوب، مداح‌ها کشوری خوب و سخنران‌های خوب، حلقه‌های صالحین بسیج همه از فرصت‌های شهر در عرصه فرهنگی به شمار می‌روند.
اما تهدیدهای شهر. یکی از آن تهدیدها تشتتی است که در مجموعه‌های فرهنگی شهر همدان وجود دارد. ما مراکز قوی و بزرگ نداریم. بنده عرض کردم طرح مطالعه آثار شهید مطهری در همدان هیچ متولی ندارد و هر که آن را شروع کرده است به دلیل نداشتن بودجه خوب مالی و ساختار درست و نظام‌مند به بن‌بست خورده است.
دانشگاه در حوزه سیاسی و فرهنگی به‌شدت می‌تواند مؤثر باشد اما تا دو مسئله در دانشگاه عملی نشود کار فرهنگی در دانشگاه آب در هاون کوبیدن است. به نظر بنده اولین قدم درراه اصلاح دانشگاه تفکیک جنسیتی است. هشتاد درصد دانشجویان قشر خاکستری هستند که متأسفانه در فضای مختلط به سمت گناه سوق داده می‌شوند. دومین قدم هم در این راستا اعتقاد راسخ اساتید و مسئولین دانشگاه به اسلام و نظام اسلامی است که متأسفانه می‌بینیم گاها این اتفاق نیفتاده است.

برای مخاطبان ما چه سیر مطالعاتی پیشنهاد می‌کنید؟
در سطح عمومی بعد از مطالعه کتب شهید مطهری، کتب آقای طاهرزاده، آقای صفایی حائری، کتب موسسه شهید ابراهیم هادی، کتب طرح ولایت مربوط به موسسه امام خمینی، کتب سیاسی نیمه پنهان و سخنرانی‌های آقای پناهیان را جدی بگیرید.

بعد از شنیدن این کلمات، اولین جمله‌ای که به ذهنتان می‌رسد را بفرمائید.
سید مجتبی: بنده عاصی خداوند متعال
همدان: شهر آیت‌الله محمدجواد انصاری همدانی، آیت‌الله بهاری، آیت‌الله ملا حسینقلی همدانی
طلبگی و حوزه: سبک زندگی بسیار خوب برای اهلش، یک زندگی به‌شدت لذت‌بخش.
لباس روحانی: افتخار
کتاب : عشق
قرآن : حرف‌های خدا با ما
ازدواج : کاتالیزور مبارزه با نفس و رسیدن به خدا
پدر : اصل و ریشه انسان
مادر : ازخودگذشته و فداکاری

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.