خبر آمد که سردار حسین همدانی رفت

  • جمعه, 17 مهر 1394 ساعت 15:30
  • منتشرشده در سیاسی

لحظه‌ای که خبر به جانم نشست ، بیش از آنکه به سردار فکر کنم از جا ماندگی خودم حالم گرفت.

 

سردار که باید می‌رفت. سردار که در صراط رفتن بود و مگر جز این ، زیبنده سردار بود.

 

این مائیم که در این هندسه حضور ، حصاری به قد عادات‌مان به دور خویش کشیده‌ایم و سردارِ سربدار این هندسه را بر هم زد و رفت.

 

سردارِ سربدار حسین همدانی ، آن سیمای سفید کرده در آسیاب جهاد سالهاست که می‌رفت و ما گمان کردیم در کنارمان است. او بازمانده غافله‌ای بود که سالارش حاج احمد متوسلیان بود.

 

گمانم اکنون سردار سلیمانی غصه‌دار است ، گمانم اکنون مرغان دشت جهاد هوایی شده‌اند. ولی شما مرغان وحشی کجا و ما اهلی شدگان در قفس عادات کجا. آیا کسی صدای ما را می‌شنود؟ آیا امیدی برای ما هم هست؟

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.