شعر طنز

  • سه شنبه, 20 مرداد 1394 ساعت 20:33
  • منتشرشده در طنز

 

گریه ی تلخ من از دیدن تو نیست عمو

«ممه را برده لولو «و من از آن گریانم

خوب اگر برده یقین صاحب آن بوده ولی

اگر آن را بکند هدیه به تو حیرانم

بعد نه ماه که بودم وسط نعمت و ناز

به چه جرمیست,در آغوش تو من ویلانم

نه عمو مشکل ما شخص لولو نیست فقط

شاکی از کل مدیران و همه دزدانم

نه که از شخص مشایی, نه که از دولت تو

بلکه ناراحت مردان تو در زندانم

بابت مسکن مهری که تو دادی ممنون

می روم توش ولی با بدن بی جانم

تو که بودی همه اصناف پر از رونق بود

جز که از زور گرانی خفه شد ایمانم

مثلا نرخ تورم که همیشه کج بود

شده چون سرو برافراشته در ایوانم

نرخ مسکن همه جا گشت رقیب تهران

که دگر حس نکنم بچه ی شهرستانم

 

 

resized 505214 718

فیلترینگ هوشمند انگار کارایی نداشت

یا که شاید کار با شخص بروجردی نداشت

ظاهرا این حرفها مخصوص خلق بی نواست

در میان صحن مجلس،جان من این ها رواست؟

آمدی جانم به قربانت ولی بی روسی

اجنبی هستی کنون در قالب حور و پری

محرم مایی ولی در خانه ملت نیا

شب میان حلقه ی رندان و نزدیکان بیا

لااقل از مادرم یک چادر رنگی بگیر

چون به قصد دیدن ساپورت هستم سر به زیر

آن دو زلف آتشین را اندکی تو تر ببر

تا نریزد گشت ارشاد اینک از بالا و بر

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.