حجت الاسلام، پیغمبر نیست!

  • شنبه, 25 دی 1395 ساعت 18:09

تحلیلی بر واکنش های صورت گرفته به مرگ حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی/ چه از صداوسیما، چه از بزرگان مملکت، چه از دفتر مقام معظم رهبری و چه از هر شخص دیگری که مدعی ولایت مداری است انتظار می‌رود که با حفظ حرمت شخص و قدردانی درست از خدمات وی، همچنان از بدی‌های وی و جریانش بیزاری بجویند

 شاید وقتی‌که تلفن دستش بود و وزیر بهداشت را برای صرف ناهار و جلسه کاری دعوت می‌کرد، فکر اینکه قرار است تا چند ساعت دیگر فقط وزیر بهداشت به‌عنوان «هاشمی» سرشناس در کشور باقی بماند، به ذهنش هم خطور نمی‌کرد. ناهار را که خورد به گفته اکثر خبرگزاری‌های کشوری و بنا به عادت همیشگی به استخر شخصی رفت و بعد از مدتی، در آب بی‌حرکت ماند. اطرافیان که متوجه شرایط غیرعادی حجت‌الاسلام در آب‌شده بودند؛ فوراً اقدام به بیرون آوردن پیکر بی‌جان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از آب نمودند. ازآنجاکه ترافیک بی‌رحم تهران نه هاشمی رفسنجانی سرش می‌شود و نه کارتن‌خواب (تازگی‌ها گور خواب هم مد شده است) و از طرف دیگر چون پروسه بیرون آوردن حجت‌الاسلام از داخل استخر به طول می‌انجامد؛ همین می‌شود تا حجت‌الاسلام دیرتر از آنچه که لازم است به محل تحت مدیریت شخصی برسد که ظهر ناهار را با وی نوش جان کرده بود. این داستان غم‌انگیز و ملال‌آور سرانجام منجر به مرگ شخصی شد که در دهه 50 زحمات بسیاری را برای انقلاب کشیده و در زندان‌های ساواک، بلای جان شکنجه گران بوده است. باوجودآنکه فقدان شخصی بااین‌همه زحمات مایه اندوه جانکاه و تأثر تمام ملت ایران گردید اما یک درس اساسی به بشریت داد و آن این بود که برای مرگ، نام و رسم افراد مهم نیست. وقتش که برسد ضعیف و غنی را با خود می‌برد. مرگ مثل سازندگی و توسعه نیست که تنها ضعفا را در زیر چرخ خود له کند! در مصادیقی ممکن است که مرگ با ضعفا مدارا و اغنیا را محکم‌تر له نماید!

مرگ هاشمی؛ ابزاری برای بی‌بی‌سی و سلطنت‌طلبان

پس از بروز داستان مرگ ناگهانی حجت‌الاسلام‌والمسلمین هاشمی رفسنجانی، بی‌بی‌سی و سلطنت‌طلبانی که گاها با پوشیدن پوستی سبز، اصلاح‌طلب می‌شوند؛ مرگ این مبارز زمان انقلاب را به گردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انداختند. این رسانه‌های معاند که عقل نداشته خود را در سکانس ابتدایی فیلم «مکانیک» غرق کرده بودند، خیال می‌کردند که همانند جیسون استاتهام شخصی از زیر استخر سبز شده و حجت‌الاسلام را جلوی تمام محافظانش به قتل رسانده است! اما این فقط نمونه‌ای است از هزاران سو استفاده همان خناسانی که مقام معظم رهبری در پیام خود به آن‌ها اشاره‌کرده بود. این خناسان حتی در مراسم تشییع حجت‌الاسلام، حرمت پیکر وی را هم نگه نداشتند و همانند عاشورای 88 به‌جای عزاداری، دوباره بنا به صوت و کف زدن کرده و برای شخص دیگری شعار می‌دادند. از آن‌طرف نیز یکی از خبرنگاران خانم روزنامه اصلاح‌طلب «شرق» نیز مراسم عزاداری را با سو استفاده جنسی برخی افراد حاضر در مراسم و در خلال جمعیت توصیف کرد. در خلال همین بگو مگو ها نکته جالب در این است که چند روز بعد همین روزنامه‌های زنجیره‌ای نیز فوت حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی را دستمایه انتخاباتی روحانی قرارداده و از عزاداری ملت مومن، نقابی را برای مظلوم‌نمایی ساخته و پرداخته کردند . شاید گفتن علت این کار به‌واسطه وضوحی که دارد، ضرورت نداشته باشد لکن علاوه بر تحلیل‌های معمول در این رابطه دو سناریوی دیگر نیز به نظر می‌رسد:

اول: آنکه این خناسان از ابتدا هم رفیق دیرین حجت‌الاسلام‌والمسلمین هاشمی نبوده و فقط از طریق ایشان دنبال دستیابی به اهداف خود هستند.

دوم: شاید آن‌ها از اینکه مدام رئوسشان عروسک‌گردان این جماعت بوده و هیچ‌گاه اجازه تصمیمی مبتنی بر استقلال به آن‌ها داده نشده است؛ کلافه شده‌اند. لکن ازآنجاکه ماهیت عروسک قابل‌تغییر نیست، تنها عروسک‌گردان این ماجرا تغییر پیداکرده است.

باوجوداینکه برادر حجت‌الاسلام‌والمسلمین هاشمی رفسنجانی، بیمارستان و حتی خود هاشمی وزیر نیز که معمولاً عمل‌های چشم میرحسین موسوی را نیز انجام می‌دهد، ایست قلبی در این سن را طبیعی عنوان نموده‌اند، اما بازهم این جماعت سو استفاده گر قصد دست کشیدن از رفیق دیرین و واقعی رهبر انقلاب را ندارند.

هاشمی خدوم؛ هاشمی گناهکار

اما در آن‌سوی قصه بودند باریشه‌هایی که برخی از آنان را در جامعه به نام بچه حزب‌اللهی می‌شناسند. برخی از این افراد باوجودآنکه در دوران حیات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با وی رابطه نه‌چندان خوبی داشتند اما با حفظ حیا و ادب زیر تابوت این مبارزه انقلابی را گرفتند تا نشان دهند که از یاد برنده خدمات حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی نیستند و همواره پابه‌رکاب ولی امر خود خواهند بود.

دراین‌بین اما آفت‌هایی هم گریبان عده‌ای را گرفت که شاید هم نتوان به آن‌ها چندان خرده‌ای گرفت. چراکه باوجود مبالغه‌های بیش‌ازاندازه صدا سیما و یا حتی برخی بزرگان در معرفی چهره حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، عده‌ای گمان کردند که باید برخی اشتباهات وی را از یاد برده و تنها او را به‌عنوان یک چهره بی‌نقص بشناسند. این در حالی است که برای پیدا کردن راه درست و گیر نیفتادن در اشتباهات گذشتگان، لازم است تا یک فرد که به تاریخ پیوسته است را با تمام ابعادش شناخت و معرفی نمود. همانند مصدق و امثال وی که علاوه بر خدمات، کاستی‌هایی نیز در عملکردشان دیده می شده است.

متأسفانه این روزها نفاقی که در بیان برخی بزرگان در توصیف حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی مشاهده می‌شود، باعث شده تا بخشی از جوان‌های مؤمن و انقلابی از چند نکته در پیام مقام معظم رهبری غافل شوند. در ادامه به نمونه‌ای از این نکات اشاره خواهد شد:

1-    رهبری بارها در پیام خود از فعل ماضی استفاده نمودند به‌عنوان‌مثال از خدمات ایشان درگذشته تجلیل به عمل آوردند.

2-    رهبری برخلاف سایر علما، برای ایشان به‌جای طلب علو درجات، طلب رحمت و غفران فرموده‌اند.

3-    رهبری از اختلاف‌نظرها و اجتهادهای متفاوتی صحبت فرموده‌اند. به نظر می‌رسد رئیس مجمع تشخیص در احکام اجتماعی نیز با مقام معظم رهبری دارای اختلاف‌نظر بوده است. شاید محکم‌ترین مصداق در این حیطه نیز به مدتی قبل بازگردد که حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی به توسعه موشکی در کشور انتقاداتی وارد نمود که با این واکنش رهبری مواجه شد: این حرف اگر از روی ناآگاهی گفته‌شده باشد، خب ناآگاهی است، اگر از روی آگاهی گفته‌شده باشد، خیانت است.

4-    رهبری به بازماندگان ایشان و نه به حضرت بقیه‌الله الاعظم تسلیت فرمودند.

با توجه به این نکات و بسیاری دیگر از موارد مشابه به همین قبیل به‌راحتی می‌توان دریافت که مقام عظما ولایت در معرفی یک چهره، تمام ابعاد ایشان را در نظر گرفته و هرگز مبالغه نکرده‌اند. ازاین‌رو واجب است که اگر خود را مطیع ولایت می‌دانیم هم‌قدم با ایشان گام برداشته و گناهان شخص موردنظر را فراموش نکنیم. چراکه برخی گناهان یک شخص جنبه وضعی و اجتماعی داشته و به همین ترتیب توبه اجتماعی را نیز طلب می‌نماید. شاید برای همین امر بود که حضرت آقا دستور دادند تا در نماز میت، همه برای رفیق قدیمی‌اش طلب آمرزش نمایند. فی‌الواقع گناه شخصی که در فتنه 88 ساکت بود، نامه منتشر کرد، نماز جمعه با آن ترتیب برگزار نمود، به گفته ابطحی برای انتقام نفت به روی آتش فتنه می‌ریخت و... را نمی‌توان به‌راحتی فراموش کرد. همچنین اموری که در دولت سازندگی سبب فراهم آوردن زمینه‌های اقتصاد لیبرال و نئو‌لیبرال در کشور شد را نیز نمی‌توان از یاد برد.

ازاین‌رو چه از صداوسیما، چه از بزرگان مملکت، چه از دفتر مقام معظم رهبری و چه از هر شخص دیگری که مدعی ولایت مداری است انتظار می‌رود که با حفظ حرمت شخص و قدردانی درست از خدمات وی، همچنان از بدی‌های وی و جریانش بیزاری جسته و همانند رهبری رئیس مجمع تشخیص مصلحت را درست توصیف نمایند و به بهانه بصیرت از شخص رهبری جلو نزنند. کما اینکه بودند بسیاری از افراد که با فوت ایشان، در صفحات اینستاگرام خود مکن ای صبح طلوع یا ... را نوشتند. اگر این‌ها به‌جای آنکه این واژه را از جوک‌های شب اول مهری یا شب امتحانی می‌گرفتند، آن را در هیئت درک می‌کردند؛ می‌فهمیدند که در کمترین حالت این جمله اصلاً ازنظر زمانی هم جور درنمی‌آید چراکه حجت‌الاسلام ساعت 7:30 فوت کرده‌اند درحالی‌که مکن ای صبح طلوع وقتی به کار می‌رود که قرار باشد مرگ فردای آن روز رخ دهد! این نمونه تنها مصداق کوچکی از غلوهای معمول بود که در آن حتی حجت‌الاسلام هاشمی را همتراز با امام حسین (ع) فرض کرده بودند. از این رو باید دقت شود که مدعیان ولایت مداری در دام این آفت‌ها  و موارد مشابه گرفتار نشوند.

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.