سخني با دوستان و هواداران آيت‌الله محمدي: مرنج و مرنجان!

  • پنج شنبه, 27 اسفند 1394 ساعت 03:49

انتخابات با همه فراز و نشيب‌هايش به پايان رسيد. انتخابات خبرگان در استان همدان هم همين طور با كسب رأي آيت‌الله موسوي اصفهاني و آيت‌الله محمدي تمام شد.
معمولاً انتخابات كه به اتمام مي‌رسد، وقت همدلي و وحدت فرا مي‌رسد و منتخبان بايد به فكر انجام وظايف خود باشند.
در انتخابات اخير خبرگان، آيت‌الله موسوي اصفهاني حدود 440 هزار راي و آيت‌الله محمدي حدود 318 هزار راي را در استان كسب كردند.
جزئيات آمار رأي‌هاي به صندوق ريخته شده خبرگان در استان به اين شرح است:

در چند روز گذشته برخي مسئولان استان اشاراتي به موضوع انتخابات داشتند كه اشاره‌اي به آنها مي‌كنم:
آيت‌الله محمدي در خطبه‌هاي نماز جمعه همدان:
برخی در عرصه انتخابات یک تهمت و نسبت ناروا را باور کردند، برخی افراد در انتخابات تحت تاثیر تبلیغات سوء قرار گرفتند. (21/12/94)
استاندار همدان در شوراي فرهنگ عمومي استان همدان:
اما در بعضي نواحي تخريب‌هايي عليه بزرگان شده بود که فضا را براي آيت‌الله طه‌محمدي غبار آلود کرده بودند که اين پسنديده نبود. نماينده ولي فقيه در استان از سرمايه‌هاي ارزشمند استان بوده و تاکنون خدمات زيادي به مردم اين استان ارائه کرده است. (16/12/94)
حجت‌الاسلام نقوي در جمع اعضاي ستاد انتخاباتي آيت‌الله محمدي بعد از انتخابات:
تخريب قوي بود، شبهه‌اي كه در مرز زنجان مي‌شنيديم، در مرز ملاير هم مي‌شنيديم، در تجرك، چهاردولي ملاير هم همان حرف بود! وقتي شهرمان چفت و بست نداشته باشد، استاد حوزه علميه در حوزه علميه بدترين توهين را به نماينده ولي‌فقيه مي‌كند و كسي حرفي نمي‌زند؟
در صدا و سيما براي رأي دادن، حاج‌آقا را نفر سوم معرفي مي‌كنند. چه طور مي‌شود اين فاجعه را جمع كرد؟ تا كي ذهن جوان حزب‌اللهي، بسيجي و حتي نمازنخوان جامعه را مي‌خواهند بشورند؟ برگردان ذهني اين بچه‌ها از دين را چه كسي جمع مي‌كند؟
ما باخت را مي‌پذيريم، اما باخت مردم چه مي‌شود؟ دين مردم و اعتماد بچه شيعه به عالمش چه مي‌شود؟

خب! از فحواي سخنان، اين طور دريافت مي‌شود كه دوستداران آیت الله محمدی از نتيجه انتخابات ناراحت شده و ایشان نیز رنجيده‌اند و بر حسب اطلاعاتي كه به ايشان داده شده تصور دارند كه اين نتيجه حاصل شده ناشي از تخريب گسترده شخصيت‌شان در اقصي نقاط استان است.


با نگاهي به وضعيت آمار آراي به صندوق ريخته شده و اندكي مداقه در موضوع انتخابات، چند نكته و سؤال ارائه مي‌شود.


1- آيا اين تخريب‌هاي مورد اشاره، مصاديقي دارند؟ تكرار گاه و بي‌گاه و اشاره‌هاي مبهم اين موارد به جاي آن كه از كانال صحيح آن مورد رسيدگي قرار گيرد، تنها به غبارآلوده شدن فضاي پسا انتخابات مي‌انجامد.
آيا رسيدگي به همان تخريب‌هاي انجام شده در مراجع ذي‌صلاح به نفع جامعه اسلامي است يا تكرار آن در تريبون‌هاي رسمي؟

2- چه طور مي‌شود كه تخريب‌هاي مورد اشاره اين قدر وسعت داشته باشد كه نتيجه‌ آن در آراء كل استان به اين وضوح مؤثر شده، از سطح روستاها تا شهر‌ها، آن وقت يك سند و دليل محكم براي انجام اين تخريب‌ها وجود نداشته باشد؟

3- چرا معظم له نيم‌نگاهي هم به روش تبليغي همراهان، هواداران، دوستان، حاميان و مسئولان و دست‌اندركاران ستاد انتخاباتي خود ندارند كه روش و منش آنها و احياناً رفتارهاي ضد تبليغي آنها منجر افول رأي ايشان شده است؟ به نظر مي‌رسد برخي اطرافيان براي فرار از پاسخگويي عملكرد خود، مي‌خواهند اين گونه القا كنند كه ايشان به دليل تخريب چنين نتيجه‌اي در انتخابات گرفتند.

4- بيان اين كه «در انتخابات باختيم» از سوي مسئول دفتر و رئيس ستاد انتخابات آيت‌الله، در جمع تعداد زيادي از دوست داران ايشان، دور از شأن شخصيت حقيقي و جايگاه حقوقي امام جمعه محترم است و احياناً برخي از نيت‌ها را در همراهي ايشان روشن مي‌كند. به نظر مي‌رسد در اين شرايط لازم است تجديد نظري در چينش افراد در دفتر صورت گيرد.

5- سال‌هاست ايشان، امام جمعه همدان و نماينده ولي فقيه در استان هستند، يك دوره هم نماينده خبرگان در استان بوده‌اند، بنابراين فرصت كافي براي شناخت مردم وجود داشته و مردم آگاهي كافي نسبت به ايشان دارند. بنابراين ساده‌انگارانه است تصور كنيم مردم به همين سادگي با تخريب و بيان مطالب خلاف واقع از ايشان روي‌گردان شوند يا اين كه اگر رأي اول را نياوردند، به علت تخريب اين نتيجه حاصل شده است.
بنابراين به نظر نگارنده اين حق را ايشان به مردم بدهند كه خود قضاوت كرده و رأيي كه داده‌اند حاصل شناختي است كه از ايشان به دست آورده‌اند، چه آن كه معمولاً در تريبون‌هاي مختلف رسمي و غير رسمي ايشان مواضع و گفتار و منش‌ خود را بارها اعلام كرده و در بوته قضاوت مردم قرار گرفته‌اند.

آيا معظم‌له نمي‌خواهند از خود سؤال كنند كه مردم به گفتار و كردار ايشان نيز نگاه مي‌كنند و ممكن است اين كليد واژه «تخريب» به واقع اتفاق افتاده با
شد اما در ذهن خود مردم و به دليل برخي سخنان و گفتار خود ايشان، كه مصاديق آن نيز موجود است و خود جاي بحث در فرصت ديگري دارد.

در پايان خالي از لطف نيست سخن حاج آقا مجتهدی تهرانی را هم بخوانيم كه عين آن در كانال رسمي آيت‌الله محمدي در تلگرام منتشر شده است:

آقای آخوند، از آقای نخودکی خواست که او را موعظه کند. آقای نخودکی گفت: «مرنج و مرنجان»
آقای آخوند گفت: مرنجان را فهمیدم؛ یعنی کسی را اذیت نکنم، ولی مرنج یعنی چه؟ چطور می‌توانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم کسی غیبت مرا کرده یا به من فحش داده، چطور نباید برنجم؟

آقای نخودکی گفت: «علاج آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی، دیگر نمی‌رنجی.»

والعاقبه للمتقین

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.